العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
205
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
ديدم پرسيدم اينها چيست فرمود اين جهاز و وسائل مربوط به زن من است كشف الغمه ج 2 ص 319 افلح غلام حضرت باقر گفت در خدمت آن جناب به مكه رفتم همين كه وارد مسجد الحرام شد نگاهى به خانه خدا كرده با صداى بلند شروع بگريه كرد . عرضكردم پدر و مادرم فدايت مردم متوجه شمايند آرامتر گريه كنيد . فرمود چرا گريه نكنم شايد خداوند با لطف و مرحمت به من نگاه كند اين توجه او سبب رستگارى فردايم شود . گفت آنگاه بگرد خانه خدا طواف كرد بعد در مقام ابراهيم به نماز ايستاد وقتى سر از سجده برداشت محل سجدهاش تر شده بود از اشك چشمش و هر وقت خنده ميكرد ميگفت ( اللهم لا تمقتنى ) خدايا بر من خشم مگير . حضرت صادق روايت نموده كه پدرم در مناجات نيمه شبش چنين ميگفت خدايا به من دستور دادى نپذيرفتم مرا نهى كردى باز نگشتم خدايا اينك بندهات در مقابل تو است نميتوانم عذرى بياورم . در كشف الغمه است كه حضرت صادق فرمود قاطر پدرم گم شد گفت اگر خداوند قاطرم را به من برساند آنچنان ستايش كنم او را كه به پسندد طولى نكشيد كه قاطر را با زين و برگ آوردند همين كه سوار شد و لباس خود را جمع كرد سر بسوى آسمان بلند كرده گفت ( الحمد لله ) چيز ديگرى اضافه نكرد سپس فرمود چيزى فرو گذار نكردم و نه چيزى باقيماند تمام ستايشها را اختصاص بخداى بزرگ دادم هر نوع ستايشى داخل در همين ستايش است كه كردم . سلمى كنيز حضرت باقر گفت هر يك از برادرانش كه به خانه آن جناب مىآمدند آنها را پذيرائى ميكرد با غذاى خوب و لباسهاى عالى بايشان ميداد و پول نيز ميبخشيد من عرض ميكردم خوب است كمتر مصرف كنيد ميفرمود سلمى نيكى و ارزش دنيا كمك به برادران و دوستان است . جايزههائى كه ميداد از پانصد درهم تا ششصد هزار بود از نشستن با برادران دلتنگ نميشد . ميفرمود دوستى خود را در قلب برادرت به آن اندازه